سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

571

تاريخ ايران ( فارسى )

بهانهء آميخته به تفرعن و غرور كه « يكنفر پادشاه جنگجو بايد آهن داشته باشد نه طلا » از دادن انعامات و عطايائى كه آنها برحسب معمول از دولت روم دريافت ميداشتند امتناع ورزيد و اين جاى تعجب نيست كه آنها هم در جريان لشكركشى و جنگ بر عليه ايران كناره‌گيرى كرده نه‌فقط روميان از كمك يكدسته قبايل جنگجو كه هميشه به آنها احتياج داشتند محروم ماندند بلكه خسارات و تلفات زيادى هم از اين قبايل بر آنها وارد گرديد . نيز رفتار متكبرانه‌اش « 1 » با ارساس پادشاه ارمنستان حقيقة بر خلاف سياست بوده است ، چه او و رعاياى وى كه مسيحى بودند طبعا مايل نبودند كه به ژولين « 2 » مرتد كمك و همراهى كنند ، از اين گذشته صلاح پادشاه ارمنستان در اين بوده كه بيطرف بماند و بهر طرف كه فاتح درآمد خوشامد گويد ، چنان كه يكدسته از سپاه ارمنستان تحت فرمان پروكوپيوس « 3 » و سباستيان « 4 » ملحق بروميها شده بيكى از نواحى دوردست ماد حمله بردند . ليكن دستهء مزبور بى خبر و بدون هيچ اخطارى اردو را ترك گفته به ميهن خود شتافتند و بيشتر موجب آشفتگى و تشويش خاطر سرداران رومى گرديدند . بالجمله سپاه معظمى بالغ بر يكصد هزار تن مردان جنگى در اول مارس 363 ميلادى به قصد ايران از انطاكيه حركت كرده و بسرعت تمام متوجه طرف فرات گرديد و بالاخره از رود نامبرده گذشته فقط خط سير خود را به طرف كاره ( حران ) ادامه دادند و در آنجا چندى توقف نمودند . ژولين نقشه‌ها و خط سير نظامى خود را مخفى و مستور ميداشت ، هرچند ساختمان ناوگان در فرات بايد نشان داده باشد كه خط حركت او درهء شط نامبرده خواهد بود . در اين‌جا او سپاه خود را دو قسمت كرده قسمتى را مأمور كرد كه به ارمنستان رفته با كمك و همكارى ارزاس ( اشك ) پادشاه آنجا ولايات

--> ( 1 ) - ظاهرا در سال 363 ميلادى نامه‌اى به ارساس نوشته خواهش نموده است كه لشكرى را براى جنك آماده كرده منتظر فرمان باشد . سياق عبارت و مضمون نامه طورى متكبرانه و مغرورانه بود كه موجب رنجش او گرديد ( مترجم ) . ( 2 ) - اين امپراطور مخالف با آئين مسيح و در پى انهدام آن بود ( مترجم ) . ( 3 ) - Procopius . ( 4 ) - Sebastian .